...با هر بار تازه سازي(رفرش) صفحه يك مطلب به صورت تصادفي بارگذاري خواهد شد

يادگاري


يادگاري 

يكي دوشب پيش با بچه ها دور هم جمع بوديم ، جعفر ، مجتبي ومهدي همين جوري از هر دري حرفي ... گمونم دمدماي خداحافظي بود ! كه پيشنهادي در مورد چراگاه داده شد ، خلاصه قرار شد واسه نزديك تر شدن ارتباط با خواننده يه كارايي بكنيم ، شمام كه الان دارين اينو مي خونين حكما خواننده اين . به هر حال قرار شد من تو يه مطلب به عنوان فراخوان بزنم و طرح رو اجرا كنيم ... گفتم فراخوان ياد يه چيزي افتادم ، روزاي آخر دانشكده يكي از بچه ها باني برگزاري يه سلسله همايش شد كه من وجعفر بهش مي گفتيم مجمعه (مجمعه كه ديدن ايشالا ؟) خلاصه حرف بي ربطي نيست اگه بگم  من و جعفر موثرترين اعضاي پشت پرده مجمعه بوديم ؛ توي يكي از همين همايشات بود كه آقاي ارائه دهنده مطلب براي اطلاع رساني تراكتي تهيه كرده بود با اين تيتر «فراخان همايش» !!!
خلاصه من يكي كه كلي با همين «فراخان» مي خنديدم و الانم بعد از سالها يادش افتادم ...
اي بابا باز من رفتم تو خاطرات ! ولش كن بيا جعفر ، تو براشون توضيح بده ... اصل طرحم مال خودت بود مگه نه ؟
جعفر :
«...اصلش! ما و شما  که نداره! مهم اینه که "چراگاهی "باشین که هستین و هستیم! مهمون که چی بگم! یه خطم اینجا انداخته  باشی خودی به حساب ميآي و صابخونه!...بزن زنگو!...»
بدینوسیله از کلیه "چراگاهی ها" دعوت به عمل می آید که در حرکتی بدیع! رفاقت خود را با نوشتن چند خط یادگاری در"چراگاه" به عنوان یک پست مستقل تحت عنوان «ديوار نوشته» ماندگار کنند! شعر،داستان،درد و دل . خاطره مشترک .گله وشکایت .تقدیروتشکر!!!پیشنهاد و انتقادو...و یاهرچيزي که دوست دارید با باقي چراگاهي ها در ميان بگذاريد  !
 علاقه مندان به رفيق بازي !!! می توانند مطلب مورد نظر خود را به نشانی  اينجا ارسال نمایند.بدیهی است مطلب مورد نظر با نام خود نویسنده در چراگاه به یادگار خواهد ماند.وهمچنین زمان به روزشدن "چراگاه"با مطلب مذکور متعاقبآً به اطلاع نویسنده خواهد رسید.
* * *
« ...وقتی رفتی نفهمیدم کی داره می ره...حالا که اومدی می فهمم کی اومده...ای...هنوزم کم حرف می زنی,هنوزم ماتی,هنوز تو چشات عشقه...حتماً هنوزم دروغ نمی گی...عین یه کفتر روشونه ی من...صفای قدمت... »
"گوزنها" مسعودکیمیایی

توضیحات :